|
هرچی بخوای , اس ام اس, عکس, دانلود , شعر و....
|
|
|
|
||||
|
مقاله اي در مورد سلامت مو و كاهش روند ريزش آن مطالعات نشان داده اند كه مصرف رژيم غذايي غني از سيليسيوم، كلسيم و آهن، ريزش مو را كاهش مي دهد. سبزيجات برگي سبز به خصوص سبزيجات دريايي، منابع غني از مواد معدني هستند و جو مي تواند سيليسيوم موردنياز را تامين كند.ميوه هاي خشك و آب آلبالو، يكي از منابع غني آهن هستند. در خانم ها ريزش مو مي تواند نشانه اي از وجود يك مشكل در لوله گوارشي و يا نتيجه ناكافي بودن اسيد معده و يا كمبود پروتئين، روي و يا ديگر مواد مغذي باشد.براي مردان ريزش مو مي تواند با پيروي از يك رژيم كم چربي كاهش يابد. برخي از دانشمندان معتقدند كه مساله ريزش مو در مردان با افزايش سطح هورمون تستوسترون در دوران بلوغ ارتباط مستقيمي دارد يك رژيم غذايي پرچرب و رژيمي كه عمدتا از گوشت تهيه شده است با افزايش سطح تستوسترون در خون باعث افزايش ريزش مو مي شود. براي مثال در زمان جنگ جهاني دوم كه ژاپني ها از رژيم غذايي فاقد چربي اشباع استفاده مي كردند مشاهده شد كه در اين افراد ريزش مو بسيار كم است ولي درحال حاضر كه رژيم غذايي ژاپني ها به رژيم غذايي غربي ها شبيه شده، ريزش مو درمردان ژاپني افزايش يافته است مصرف رژيم غذايي كم چربي ريزش مو را متوقف نمي كند، ولي مي تواند سرعت ريزش مو را كاهش دهد. كم خوني يكي از علت هاي اصلي ريزش مو است كه براي رفع آن، مصرف مواد غذايي غني از آهن مانند جگر (اگر باردار هستيد از آن پرهيز كنيد)، گوشت، غلات كامل، سبزيجات برگي سبز تيره، تخم مرغ، خرما و كشمش توصيه مي شود. مو به طور عمده از پروتئين تشكيل شده است و به منظور داشتن رشد خوب موها، پيروي از يك رژيم غني از پروتئين توصيه مي شود.دانشمندان اروپايي دريافته اند كه مصرف پروتئين سويا باعث تحريك شدن فوليكول هاي مو شده و در نتيجه رشد مو را افزايش ميدهد.توفو و شير سويا از منابع غني پروتئين سويا هستند. از ديگر منابع غني پروتئين مي توان، پنير كم چرب، تخم مرغ، ماهي، لوبيا و ماست را نام برد. عنصر ديگري كه در ريزش مو تاثير عمده اي دارد سيليسيوم است و دانشمندان به دليل نقش بارز اين عنصر، استفاده از آن را در شامپوها توصيه كرده اند كه در نتيجه باعث كاهش ميزان ريزش مو مي شود. سيليسيوم در لايه خارجي سيب زميني، فلفل سبز و قرمز و خيار يافت مي شود. جوانه حبوبات و غلات و كلاً دانه ها و غلاتي كه به طور كامل يعني با پوست مصرف شوند نيز غني از سيليسيوم هستند. ويتامين ث باعث افزايش جذب آهن شده و از آن طريق بر ريزش مو تاثير مي گذارد. در نتيجه توصيه مي شود به طور روزانه از ميوه جات و سبزيجات در وعده هاي غذايي خود استفاده كنيد. ويتامين اي براي رشد موها ضروري است، مصرف كافي آواكادو (ميوه اي شبيه گلابي كه در مناطق گرمسيري به عمل مي آيد)، مغزه ها و دانه ها و روغن زيتون مي تواند نياز روزانه شما به ويتامين اي را تامين كند. درصورتي كه ريزش مو مربوط به عملكرد نادرست غده تيروئيد باشد،غذاهاي غني از ويتامين آ و يد مصرف كنيد. البته بايد توجه داشت كه مصرف زياد ويتامين آ منجر به ريزش مو مي شود. ريزش مو هنگامي روي مي دهد كه رژيم غذايي مصرفي ازنظر داشتن ويتامين هاي گروه ب فقير باشد و در ميان اين گروه ويتامين ب 6 ، بيوتين، اينوزيتول و اسيد فوليك و از ميان مواد معدني منيزيم، گوگرد و روي از اهميت زيادي برخوردارند. ويتامين هاي گروه ب به خصوص ب5 يا اسيد پنتوتنيك وب3 يا نياسين براي رشد مو ضروري هستند. مصرف اسيدهاي چرب ضروري، كيفيت بافت مو را بهبود مي دهد و از خشك شدن مو جلوگيري مي كند. غذاهاي غني از ويتامين ب عبارتند از: لوبيا، نخود، هويج، گل كلم، لوبياي سويا، مخمر، مغزه ها و دانه ها و تخم مرغ. بيوتين يكي از عناصر مهم براي سلامت مو بوده كه براي سلامت مو و پوست ضروري است و در برخي از مردان حتي از ريزش مو جلوگيري كرده است. منابع غني بيوتين عبارتند از: مخمر، برنج قهوه اي، بلغور، نخود سبز، عدس، جوي دوسر لوبياي سويا و تخمه آفتابگردان. مصرف ويتامين ث باعث تسهيل خون رساني به بافت مو شده و در نتيجه، گردش خون پيازچه مو را افزايش مي دهد و باعث مي شود كه پياز مو بهتر تغذيه شود و رشد بهتري داشته باشد. مصرف ويتامين اي موجب افزايش اكسيژن گيري مي شود كه در نتيجه باعث بهبود گردش خون پيازچه مو مي شود. مصرف روي از طريق افزايش فعاليت سيستم ايمني، باعث تحريك رشد مو مي شود. در آخر از دو اسيد آمينه اي نام مي بريم كه بر روي رشد مو تاثير مي گذارند. لسيتين و متيونين كه باعث افزايش كيفيت بافت و رشد مو شده و از ريزش مو جلوگيري مي كنند
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:48 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:11 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مقدم
مو یکی از ضمائم پوست است که از دو قسمت تشکیل شده است. قسمتی از آن که دیده میشود، از سلولهای مرده بوجود آمده و قسمت دیگر ، ریشه و پیاز مو نام دارد که سلولهای زنده و فعالی دارد. یک انسان بالغ در حدود 000/100 تار مو بر روی سر دارد که هر تار مو بین دو تا ده سال عمر میکند و رشد آن بطور معمول 33/0 میلیمتر در روز و یا 10 تا 12 سانتیمتر در سال است. روشهای نگهداری مو میوهها ، سبزیهای تازه و خام ، ماهی تازه ، جگر و روغنهای گیاهی مانند: روغن زیتون ، روغن آفتابگردان و روغن ذرت از غذاهای بسیار مفیدی هستند که به رشد و سلامت موها کمک میکنند. ماساژ سر نیز در افزایش سرعت جریان خون نقش مهمی دارد. بدین صورت که با انگشتان دو دست ، سر را ماساژ دهید، بطوری که انگشتان به شکل دورانی حرکت داده شوند. تا زمانی که حس کنید سرتان گرم شده است و خون در زیر پوست جریان دارد. این حرکت را در همه نقاط پوست سر انجام دهید تا به این ترتیب خون در تمام قسمتهای سر به جریان بیفتد. برای سرعت بخشیدن به گردش خون در سر ، برس را در جهتهای مختلف روی پوست سر بکشید تا خون در زیر پوست به جریان بیفتد. تمرین بسیار ساده جهت تسریع جریان خون سر ، این است که به پشت بخوابید، روی شانهها و آرنجها تکیه کنید. در این حالت سر باید روی زمین قرار گیرد. هنگام انجام این تمرین ، پاها را راست نگهدارید و زانوها را خم نکنید. بیماریهای معروف مو ریزش مو ممکن است روزانه 20 تا100 تار مو بریزد که این ارقام در نژادها ، جنسیتها و سنین مختلف یکسان نیست. ناراحتیهای عصبی ، نگرانی ، دلواپسی ، اندوه ، کم خوابی و یا بدخوابی سلامت موها را به خطر میاندازد و رشد آنها را متوقف کرده و موها دچار ریزش میشوند. موهای شما به هر رنگ و از هر جنس که باشد، نیاز به تغذیه و مراقبت دارد. یک برنامه غذایی که به اندازه کافی ویتامینهای گروه B و نیز A و C و همینطور کلسیم ، آهن ، مس و ید داشته باشد، سبب میشود که موها زیبا بمانند. ید در گردش خون پوست سر ، نقش اساسی دارد و اگر به اندازه لازم به بدن نرسد، موها کدر ، مرده و دچار ریزش میشوند. موخوره خوردن شیرینی ، نوشابههای گازدار ، قند و شکر را به حداقل برسانید و به جای برسهای نایلونی از برسهای مویی استفاده کنید تا سبب موخوره نشود. شوره سر یکی از بیماریهای شایع دیگر مو ، شوره سر است. بسیاری از پزشکان اعتقاد دارند که شوره سر در اثر تغذیه نادرست ، نگرانی ، هیجان ، عدم تعادل هورمونها و استفاده زیاد از مواد آرایشی مو ، پدید میآید. برای مبارزه با آن ، میبایست ابتدا علت را یافت و سپس به درمان پرداخت. خوردن سبزی ، مواد پروتئیندار و غذاهایی که ویتامین A ، E و B دارند، به مقدار فراوان توصیه میشود. یکی از مؤثرترین راههای از بین بردن شوره سر ، استفاده از سرکه است. به مقدار مساوی آب و سرکه را مخلوط کنید. سپس موها را به چند قسمت تقسیم نمایید و به کمک یک تکه پنبه ، محلول آب و سرکه را به پوست سر بمالید. پس از آن موها را با شامپوی گیاهی بشویید. یکی دیگر از راههای از بین بردن شوره سر ، استفاده از لیمو ترش و گلاب است. مقداری گلاب را با آب و لیمو ترش مخلوط کنید و با آن سر را ماساژ دهید، سپس موها را بشویید. تقویت موهای سر (ویتامینه کردن موها) شویندههای مختلف ، به خصوص شامپوها به لایه خارجی موها و همین طور به پیاز موها یعنی پوست سر ، آسیب میرسانند. برحسب عادت ، هفتهای چند بار و بهتر است حداقل هفتهای یکبار آنها را ویتامینه نماییم تا میزان خسارت وارده به موها کم شود. به ترتیب زیر مواد ویتامینه را تهیه نمایید. مقداری حنا را با آب جوش به صورت خمیر نرمی درآورده به آن یک عدد زرده تخم مرغ ، نصف لیوان ماست ، یک قاشق غذاخوری روغن زیتون ، یک قاشق غذاخوری آبلیموی تازه یا آب نارنج اضافه کنید. مواد را به هم بزنید بطوری که باهم کاملاً مخلوط شوند. این خمیر نرم و شل را با دست به تمام قسمتهای سر و سپس به موها بمالید. بعد به کمک یک کیسه پلاستیکی ، سر و موها را بپوشانید و روی آن یک روسری بگذارید تا گرمای کافی حاصل آید و مواد ویتامینه از طریق منافذ پوست سر به پیاز موها برسد و موهای سر نیز حالت نرم و قابل انعطاف به خود بگیرد و همین طور براق و خوش رنگ گردد. نکات قابل توجه در شستشوی موها 1ـ حداکثر هفتهای دو بار آن هم با آب نیمه گرم حمام کنید.
2ـ هنگام شستن موها ، سعی کنید از شامپوی رقیق شده استفاده کنید، به این ترتیب که کمی از شامپوها را در یک شیشه خالی ریخته و به آن آب اضافه کنیم، تا رقیق گردد. شامپوی رقیق شده ضربه کمتری به موها وارد میکند. 3ـ سعی کنید فقط یکبار موها را با شامپو بشویید و زمان شستشو را طولانی نکنید. یعنی بلافاصله پس از شامپو کردن با آب ، موهای سر را بشویید. 4ـ هر قدر شامپو به مدت طولانیتری با موها و پوست تماس داشته باشد، آسیب بیشتری به پوست سر و موها وارد میشود. این موضوع در مورد شامپوهای خارجی نیز صدق میکند. 5 ـ بهتر است در هر بار حمام رفتن و شستن موها با شامپو ، یک عدد زرده تخم مرغ نیز با شامپو به موها بزنید. به این ترتیب که همزمان با شامپو یک عدد زرده تخم مرغ نیز به آن اضافه کنید و سپس سر را با آن بشویید. زرده تخم مرغ ، هم یک شوینده است و هم نرم کننده و نگهدارنده و محافظت کننده طبیعی. یکی دو قطره سرکه یا آبلیمو ، بوی بد تخم مرغ را زایل میسازد
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:48 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگه کسی چیزی خواست بگه به ایمیل من بفرسته
khonok_m@yahoo.com padeshah86@gmail.com
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 14:40 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در طول تاریخ استقلال افغانستان، هیچگاه این کشور از دولت مرکزی قدرتمند برخوردار نبوده است. علت اصلی آن را میتوان در جغرافیای افغانستان جستوجو کرد. از آنجایی که کابل - پایتخت آن- در حاشیه شرقی این کشور قرار دارد، و نه در قلب و مرکز افغانستان، همواره دولتهایی که در کابل به قدرت رسیدهاند، صرفاً به عنوان دولت کابل عمل میکردند نه دولت سراسر افغانستان که بر کل این کشور حکومت کنند.
درحال حاضر نیز دولت مرکزی افغانستان به سراسر آن تسلط ندارد و از اینرو در چارچوب حقوق بینالملل، فاقد یکی از ارکان اساسی دولت میباشد. نتایج حاصل از ارزیابی شرایط و روندها در افغانستان، حاکی از آن است که گذر زمان، شرایط را به سمتی سوق میدهد که روز به روز ناکار آمدی دولت آشکارتر میشود. علل ناکارآمدی دولت در افغانستان در مرحله نخست و مهمتر از همه، ناشی از ناآشنایی آمریکاییها به وضعیت منطقه و وابستگی دولت افغانستان به عناصر منطقهای در تحولات و وقایع پیش آمده میباشد (پیش از 11 سپتامبر به پاکستان و به صورت محدودی به ایران وابسته بودند). لذا این امر، باعث ایجاد وضعیت نامتعادل فعلی شده است. به نحوی که در صورت خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان، جنگ و درگیری در بخشهای مختلف این کشور افزایش مییابد. عامل بعدی، ناکارآمدی دولت در این کشور است. شخص کرزای به عنوان رئیس جمهور، علیرغم اینکه همانند یک پشتون ارتدوکس عمل نکرده است، ولی گرایشاتی به ناسیونالیسم پشتون دارد. در ابتدای ریاست جمهوری کرزای، وی به دنبال جلب حمایت حزب اسلامی، سپس به سمت طالبان و در نهایت به دلیل عدم دستیابی به پاسخ مناسب از سوی آنها، به سراغ عناصر ناسیونالیست رفت. در واقع عدم توانایی کرزای در جلب مقبولیت عمومی و گروههای مختلف مؤثر در داخل این کشور، عامل مهمی در ناکار آمدی دولت افغانستان بوده است. در تحلیل شرایط به لحاظ تاریخی، اینگونه میتوان تشریح کرد که پس از تسلط شوروی بر افغانستان، مهاجران این کشور به سه گروه تقسیم شدند. عدهای از آنان که ثروتمند و تاجر پیشه بودند، به پاکستان، تکنوکراتها و تحصیلکردهها بیشتر به سمت غرب و گروه سوم، شیعیان و فقرا که عمدتاً ساکن مرکز افغانستان بوند، به سمت ایران مهاجرت کردند. پس از برقراری صلح، عدهای از هر سه گروه فوق به افغانستان بازگشتند و به همراه جنگجویان و گروههای داخلی در پی تشکیل یک دولت و حکومت در این کشور برآمدند. طبیعی است که هماهنگسازی این سه گروه با هم و با گروههای داخلی در تشکیل دولتی با ترکیب همه آنها که در بسترهای فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی مختلف زندگی کردهاند و هویت آنها شکل گرفته است، عملاً امر مشکلی است و با مشکلات زیادی روبه رو خواهد شد. اساساً تغییر وضعیت افغانستان از حالت قدیمی به حالت جدید، براساس توافقی بود که در سه سطح به وجود آمد: ?در سطح داخلی و مردم افغانستان. ? در سطح منطقهای و کشورهای منطقه که از بروز آشوبهای داخلی در افغانستان متحمل آسیب زیادی شدند. ? سطح نظام بینالملل که در این مرحله خاص، سایرین را به ایجاد یک تحول جدید در افغانستان قانع کرد. حال به شرح این سطوح میپردازیم: 1-بعد داخلی: مردم افغانستان پس از 30 سال جنگ و خونریزی، شدیداً به دنبال یافتن راهی برای برقراری امنیت و ثبات در داخل کشور خود بودند و تغییر وضعیت ناآرامی طولانی مدت را شدیداً خواستار بودند. 2-بعد منطقهای: هزینههای ناامنی موجود در افغانستان برای همسایگان این کشور (به جز پاکستان)، کشورهای منطقه را در تدارک شرایطی برای تغییر اوضاع نابسامان حاصل از ناآرامی در داخل افغانستان به اجماع رساند. 3-بعد بینالمللی: حادثه 11 سپتامبر و اقدامات بعدی گروه القاعده موجب شد که نگرانی جدی از نظر امنیتی در جامعه بینالمللی و در جهت کنترل حملات تروریستی و پیشگیری از آن به وجود آید. یکی از معضلات مهم در افغانستان، عدم وجود تعادل چه در عرصه داخلی و منطقهای و چه بینالمللی است. ایجاد تعادل در منافع و اراده کشورهای منطقه و بازیگران منطقهای، حائز اهمیت زیادی میباشد که میتواند حتی آینده افغانستان را با تغییرات و تاثیرات مهمی روبهرو سازد. امروزه تحرکات و نقش طالبان در عرصه داخلی افغانستان افزایش یافته است. بدین معنا که در این عرصه، تعادل شکل نگرفته است . در ابتدا ائتلاف شمال، سپس نیروهای طالبان و پس از آن تکنوکراتهای جدید در صحنه قدرت افغانستان پدیدار شدند و همچنان میان این سه گروه، تعادل برقرار نشده است. حذف طالبان از صحنه افغانستان غیرممکن بود زیرا طالبان صرفاً یک نیروی نظامی نیست بلکه یک اندیشه است و نادیده انگاشتن این اندیشه، به نوعی ناشی از نادیده انگاشتن برخی از مسائل سنتی و مذهبی در درون افغانستان است. لذا این کشمکش درونی در صحنه داخلی افغانستان ادامهدار و پایان ناپذیر است. نهایتاً اگر دو کشور مهم و تأثیرگذارد در عرصه داخلی افغانستان، یعنی ایران و آمریکا شرایط حساس و بحرانی افغانستان و منطقه را به درستی درک نکنند و به همکاری در روند ثباتسازی افغانستان تن در ندهند، افغانستان شاهد بروز یک جنگ داخلی تمام عیار خواهد بود. تداوم بیثباتی در افغانستان و چالشها برای ایران دغدغههای ایران نسبت به افغانستان، بسیار زیاد است. با آگاهی از اینکه هرچه سرمایهگذاری بیشتری در مناطق مهاجر خیز انجام شود، از ورود مهاجران به ایران کاسته خواهد شد، دولت ایران پروژهای به ارزش 250 میلیون دلار طی پنج سال گذشته در افغانستان به انجام رسانده است. یکی از آنها، مربوط به احداث جادهای از قارون به تایباد و از تایباد به ارمله است که علیرغم مخالفت آمریکا، امکان تسلط ایران بر بازارهای افغانستان را فراهم آورده است. علاوه بر این انتقال انرژی از ایران به هرات نیز صورت میگیرد. اگر چه حضور در صحنه افغانستان با وجود رقبای منطقهای و فرامنطقهای، کارآسانی نیست، اما سیاستهای ایران در قبال افغانستان تاکنون موفق بوده و توانسته است از ظرفیتهای ایجابی خود در جهت دستیابی به منافع ملی بهرهبرداری نماید. ایران قادر است با اتکا به ظرفیتهای ایجابی خود، (شکلگیری جبهه متحد، ادامه طرح بازسازی و تشویق بخشهای تصمیمساز) در بستر مشارکت، اهداف خود را علی رغم وجود رقابتهای شدید خارجی در افغانستان، به شرح زیر فراهم آورد: 1. روند نابسامانی را کنترل کند. هرچند که تماماً در اختیار ایران قرار ندارد و تا حدودی شرایط تحمیل میشود. 2.اقدام به تصمیمگیری سریع و به موقع در شرایط حساس و بحرانی، با توجه به امکانات نماید. با این وجود ایران با چالشهای مبهمی در افغانستان روبه رو است، در واقع پس از کودتای داود در اوائل دهه 1350 در افغانستان، روندی در این کشور شکل گرفت و تاکنون تداوم پیدا کرده است که برای ایران چالش امنیتی ایجاد میکند. پس از حوادث 11 سپتامبر نیز گفته میشود افغانستان، مرکز بازی بزرگ دوم است (بازی اول بین روسیه و انگلیس برای ورود به شبه قاره هند بود). چالشهای مهم پیش روی ایران را به چند دسته میتوان تقسیم کرد: 1-ـ وجود رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای به منظور حضور و تاثیرگذاری بر صحنه افغانستان: کشورهای مختلف از جمله آمریکا و 27 کشور عضو ناتو، در افغانستان حضور دارند. این امر عرصه داخلی این کشور را بسیار رقابتآمیز ساخته است و شرایط را برای حضور و نقش آفرینی ایران در این کشور با سختی و چالش مواجه میسازد. از آنجایی که افغانستان برای ایران حائز اهمیت استراتژیک میباشد، چشمپوشی از این کشور و عدم ایفای نقش در کنترل شرایط و تامین منافع ملی ایران، کاری نادرست میباشد. ایران در این کشور فرصتهایی از قبیل همجواری، همزبانی، همفرهنگی، هویت مشترک تاریخی و نیز منافع اقتصادی و سیاسی دارد. برای بهرهبرداری از این فرصتها رقبای قوی و متعددی نیز دارد که دستیابی به منافع ملی ایران را با چالش جدی مواجه میسازند و ضرورت هوشیاری، به کارگیری دیپلماسی فعال و اتخاذ رویکرد عملگرایی را به شدت مطرح میسازد. 2-ـ آوارگان و مهاجران افغان : مهاجران افغانی از زمان حمله شوروی به این کشور در سال 1979 میلادی و پس از آن در پی جنگ 2001 افغانستان، پیوسته رو به افزایش بوده است. در سال جاری، سیل آوارگان افغانی به سمت ایران به شدت رشد داشته است به نحوی که هیچگاه به میزان ماههای سال جاری آواره افغانی به ایران وارد نشده است و برطبق آمار، حدود 9 تا 11 درصد از جمعیت افغانستان در ایران به سر میبرند. همانگونه که ارقام نشان میدهد، روند مهاجرت به سمت ایران بسیار زیاد است و این امر مشکلات بسیاری در عرصه امنیت اجتماعی و اقتصادی ایجاد میکند. پیشبینی میشود با عدم کنترل روند فقر و ثباتسازی در افغانستان، تعداد آوارگان افغانی و مهاجرت آنها به ایران افزایش بیشتری نیز داشته باشد. 3-ـ مواد مخدر: در سال گذشته، میزان تولید مواد مخدر در افغانستان به بالاترین میزان خود در طول تاریخ این کشور، یعنی به 6200 تن رسید. پیشبینی میشود در سال جاری این رقم به مرز 7 هزار تن خواهد رسید که بیشترین سرریز آن از نظر ترانزیت و از لحاظ مصرف، به سبب همجواری و مسیر ترانزیت به کشورهای اروپایی و آفریقایی، ایران خواهد بود. با عنایت به میزان هزینههای صرف شده به منظور ممانعت از انتقال مواد مخدر از خاک ایران و نیز مصرف سوء آن توسط مردم جامعه و لطمات اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی وارد شده ناشی از آن، ضرورت کنترل عبور و مصرف مواد افیونی را به وضوح بیان میدارد. رویکرد دو همسایه بزرگ افغانستان نسبت به روند تحولات استراتژی ایران در افغانستان، مبتنی بر توسعه و امنیت است. توسعه در افغانستان، ارتباط مستقیمی با منافع ملی ایران دارد و به میزانی که در افغانستان ثبات و توسعه پدیدار شود، به همان نسبت منافع ملی ایران نیز تأمین خواهد شد. لذا رویکرد ایران، در جهت تقویت و توسعه زیربنایی، رشد اقتصادی و کمک به برقراری ثبات و امنیت در افغانستان است. با گسترش فقر و نابسامانی سیاسی و اجتماعی، هزینههای تحمیلی بر ایران به سبب ورود مهاجران، تشدید تولید و انتقال مواد مخدر و نیز سستی و ناکارآمدی دولت مرکزی افغانستان، مشکلات امنیتی زیادی را به ایران وارد خواهد کرد. همسایه بزرگ دیگر افغانستان، پاکستان میباشد. منافع این کشور در افغانستان، برخلاف منافع ایران تعریف شده است. به میزانی که افغانستان ناامن باشد و نابسامانی و آشوب در آن کشور حکمفرما باشد، منافع ملی پاکستان بیشتر تأمین خواهد شد. در صورت برقراری ثبات و سامان یافتن اوضاع و شرایط در افغانستان، دو مشکل عمده تمامیت ارضی پاکستان را با چالش و تهدید مواجه خواهد کرد که آن دو عبارتند از: 1-مطالبات افغانستان از پاکستان در زمینه منابع آبی؛ 2-تمایلات قومگرایانه در افغانستان؛ عدهای از پشتونها در افغانستان، مدعی هستند که سرزمین افغانستان باید تا نزدیکی اسلامآباد توسعه پیدا کند و در واقع بخش مهمی از سرزمین پاکستان، به ادعای این گروه جزء خاک افغانستان است و باید به خاک این کشور برگردانده شود. حال آن که این امر، امنیت و منافع حیاتی پاکستان را با خطر جدی مواجه میسازد. علاوه بر این، خطر و احتمال این که سایر اقوام در پاکستان نیز مطالبات مشابهی را مطرح سازند وجود دارد، این در واقع به معنای محو شدن پاکستان از نقشه جغرافیایی است؛ زیرا پاکستان کشوری موزائیکی و متشکل از اقوام مختلف میباشد که مطرح شدن ادعای استقلال و یا جداییطلبی از سوی آنها، منابع حیاتی این کشور را با تهدید جدی مواجه میسازد. لذا پاکستان از تمام امکانات خود در جهت بیثباتسازی و ایجاد ناامنی و اغتشاش در این کشور بهرهبرداری میکند. در حال حاضر، دو کشور انگلیس و عربستان سعودی، با پاکستان دارای جهتگیری و دیدگاه مشترک میباشند. از بهار سال گذشته، افغانستان به سمت تشدید ناامنی پیش رفته است و به همان نسبت، ریاض، لندن، اسلامآباد و منچستر امنتر شدهاند. سرویس اطلاعاتی پاکستان با حمایت مجموعه کشورهای عربی یعنی عربستان سعودی، امارات، کویت و مصر، از جریان بیثباتسازی در افغانستان حمایت کردند. بدین شکل، پاکستان توانسته است شرایط را در افغانستان به نفع خود تغییر دهد. با وجود اینکه آمریکا حدود 27 هزار نفر نیرو در افغانستان توزیع کرده است، که بیش از 50 درصد از آنها زیر پرچم ناتو عمل میکنند و سایر نیروهای آمریکایی تحت فرمان مستقیم خود آمریکا میباشند، این کشور بودجهای بالغ بر ده میلیارد دلار به نیروهای خود در افغانستان اختصاص داده است و از تمام امکانات موجود در جهت ثبات سازی در این کشور بهرهبرداری میکند. با این وجود، دستاورد مثبت محسوسی را به همراه نیاورده و نتوانسته است به شرایط سامان دهد و ثبات و امنیت را در آن کشور برقرار سازد. اقدامات پاکستان و کشورهای عربی درجهت بیثباتسازی و عدم دستیابی به نتیجه مطلوب را میتوان از علل عمده آن به حساب آورد. راههای بهبود شرایط در افغانستان : 1-ـ تقویت همگرایی بین خانواده جهاد و شکلگیری جبهه ملی: از آنجایی که تمام قومیتها و مذاهب در جبهه ملی مشارکت دارند و به لحاظ جغرافیای سیاسی، نیمی از افغانستان (مرکز و شمال)، حوزه نفوذ خانواده جهاد و جبهه ملی است، این تشکل قابلیتهای متفاوتی دارد که در صورت به کارگیری و بالفعل ساختن آن، تاثیر مهمی در صحنه سیاسی افغانستان برجای خواهد گذاشت. از آنجایی که برقراری امنیت و ثبات در افغانستان در جهت تامین منافع و مصالح آرمانی و ملی ایران است، تاکنون ایران از قابلیتهای جبهه ملی تنها در جهت ثبات سازی و برقراری امنیت در داخل افغانستان بهره برداری کرده و تمام تلاش خود را در جهت هدایت این تشکل به سمت مسیر صحیح و مناسب به کارگرفته است. 2-ـ حمایت از دولت کرزای: در شرایط فعلی، بهترین گزینه برای تأمین منافع ملی ایران، کرزای و دولت او است. علت آن، به ویژگیهای شخصیتی کرزای مربوط میشود. چون کرزای دارای گرایشات رادیکال مذهبی نیست، به نحو احسن میتواند منافع ایران را تأمین کند. بروز هرگونه رادیکالیسم در عرصه سیاسی افغانستان، کل سیستم سیاسی را با فروپاشی مواجه خواهد ساخت. دولت ایران برای همکاری خود با جامعه بینالمللی و آمریکا، برای برقراری ثبات و امنیت در افغانستان، در موارد زیر به توفیق دست یافته است: 1.عدم تشکیل یک نظام سلطنتی و پادشاهی در افغانستان 2.مشخص شدن جایگاه فقه جعفری در قانون اساسی و مشروعیت بخشی به آن 3.تعیین قانونی جایگاه دوستان ایران، به ترتیب اولویت: شیعیان، فارس زبانان و... . خواستهای ایران با شکلگیری دولت جدید در افغانستان محقق شد و به آنها جامه عمل پوشانده شد. به عنوان مثال، رئیس جمهور پشتون، معاون اول آن تاجیک، معاون دوم متعلق به قوم هزاره و شیعه و رئیس مجلس هم تاجیک است. علاوه بر این، برای اولین بار در تاریخ افغانستان، یک فرد شیعه را به عنوان والی هرات منصوب کردند. شایان ذکر است رئیس ستاد ارتش نیز برای اولین بار، فردی از قوم تاجیک است. جمع بندی: افغانستان یکی از نقاط بحران آفرین برای منطقه و بالتبع برای کشور جمهوری اسلامی ایران میباشد. مسائلی از قبیل: حرکت مهاجران به سمت ایران، افزایش تولید و ترانزیت مواد مخدر و پیامدهای منفی آن به عرصه اقتصادی و اجتماعی کشور، چالشهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی برای ایران فراهم آورده است. اگر دولت افغانستان نتواند بر شرایط بحرانی داخل کشور مسلط شود، ناکارآمدی دولت و تسری مشکلات از این کشور به ایران افزایش بیشتری خواهد یافت. لذا رویکرد مناسب برای ایران، تداوم روند مثبت و ایجابی فعلی در افغانستان است که به همراه ائتلاف غرب در پی برقراری ثبات و توسعه طرحهای اقتصادی در این کشور میباشد. به نسبت ایجاد توسعه و برقراری ثبات در افغانستان، منافع ملی کشور ایران نیز تامین خواهد شد. موضع عکس ایران را پاکستان دارا است؛ این کشور در افغانستان دارای منافع استراتژیک و حیاتی است که منافع ملی آن کشور با هرچه بیثباتتر و ناامنتر بودن افغانستان تأمین خواهد شد. به همین دلیل، پاکستان از افراطیگری و خشونتهای قومی و مذهبی در افغانستان حمایت میکند و منتفع میگردد. لذا به منظور تحت کنترل در آوردن شرایط و ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان، پیشنهاداتی مطرح است: 1-از آنجایی که فقر یکی از علل اصلی گسترش تولید و مصرف مواد مخدر میباشد، سیاست همسایگان افغانستان باید درجهت کاهش فقر در این کشور و اجرای طرحهای توسعهای به منظور بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه باشد. 2-رویکرد کشورهای منطقه و فرامنطقهای باید به منظور چیره شدن برموج وقایع و حوادث در داخل افغانستان، برقراری امنیت و ثبات و تقویت دولت مرکزی در این کشور باشد. از آنجایی که کشور پاکستان یکی از تاثیرگذارترین نقشها را درصحنه داخلی افغانستان بر عهده دارد، ضرورت برقراری تعامل بنیادین با این کشور و کاهش حوزههای اختلاف که نهایتاً منافع ملی ایران را به خطر میاندازد، کاملاً احساس میشود من هیچی نمیگم.............................................................................................................نظر
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 14:30 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مواد مرکب منيزيم عمدتاً اکسيد منيزيم به صورت مواد ديرگداز در ديواره هاي کوره ها براي توليد آهن و فلز و در فلزات غير آهني براي توليد شيشه و سيمان استفاده ميشود بروسيت تحت عنوان شيرمنيزي (هيدروکسيد منيزيم) و پريکلاز با نام اکسيد منيزيم از داروهاي ضد اسيد بوده و مصرف آنها باعث خنثي شدن اسيد معده مي شود.مصرف دارويي اين ترکيبات باعث کاهش خاصيت اسيدي معده و کاهش فعاليت معده مي شود که در جلوگيري از برگشت غذا از معده به مري کمک مي کند.از شيرمنيزيم و اکسيد منيزيم به عنوان مسهل براي تخليه روده استفاده مي شود و اين ترکيبات در جلوگيري از تشکيل سنگ هاي کلسيتي در مجاري ادراري نيز مؤثرند. آجرهای نسوز قليايی: این آجرها شامل اکسید منیزیم (MgO) و SiO2 به فرمول 2MgO، SiO2 میباشند. برای تهیه اکسید منیزیم، کربنات منیزیم طبیعی (ماگنزيت) یا دولوميت را در دمای بین تا حرارت میدهند. اضافه کردن مقداری Cr2O3 ( اکسید کروم III ) یا Fe2O3 ( اکسید آهن III ) به مخلوط MgO و SiO2 باعث افزایش مقاومت گرمایی آجرهای نسوز قلیایی میشود. از این آجرها برای پوشش جدار درونی کورههای باز در فولادسازی، کورههای دوار در کارخانههای سیمان سازی و در قسمتهای بالای کورههای ذوب شیشه و صنایع فلزات غیرآهنی، استفاده میشود. خاک اکسید منیزیم موثرترین ماده برای فرو نشاندن آتش پلوتونیوم میباشد. آن ماده ، شعله را مانند یک کاهنده دما ( Hit Sink )سرد میکند و در عین حال از رسیدن اکسیژن به آن جلوگیری میکند. آب نیز در این مورد موثر است. در سال 1962 در Rocky Flats Plant در نزدیکی Boulder, Colorado یک آتشسوزی بزرگ پلوتونیومی رخ داد اکسيد منيزيم:منيزيت در کشاورزي (کودهاي شيميايي و ابريشم مصنوعي)، صنايع شيميايي، شيشه سازی، سراميك سازي، داروسازي، صنايع ساختماني و... کاربرد دارد. همچنين به علت خنثي بودن، نرم و سفيد بودن آن به عنوان پركننده در رنگسازي، كاغذ، پلاستيك و لاستيك مصرف ميشود. منيزيت قدرت جذب خوب داشته و نسبتاً واكنش ناپذير است كه ميتوان از آن به عنوان حامل حشرهكشها و ميكروبكشها استفاده كرد. از منيزيت براي تهيه ديگر انواع منيزيت مانند نوع تكليس شده استفاده مي شود. همچنين به عنوان عامل اضافي براي يک مواد مولد فشار متداول و توليد گرافيت هاي ندولار در چدن مي باشد و به عنوان عامل احيا براي توليد اورانيوم خالص و فلزات ديگر از نمک هاي آنهاست.
آجر زيرکونيوم: این آجر از سولفات زیرکونیوم طبیعی با افزودن مقدار کمی آلومین به کوارتز تهیه میشود. بیشترین کاربرد آن در ساختن کوره ذوب آلومینیوم، کوره مخزن شیشه مذاب و کورههای دارای دمای بالا میباشد. همچنین از ذوب سولفات زيرکونيوم با آهک ناخالصی آن به همراه سیلیکات کلسیم جدا میشود و میتوان ZrO2 (اکسید زیرکونیوم)(زيرکونيا) خالص بدست آورد. با افزودن مقدار 5 درصد وزنی از MgO یا CaO بلورهای مکعبی آن تشکیل میشود.
همه این تحقیق ها را خودم یک زمانی ازشون استفاده کردم تو نظر بده
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 17:14 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اهميّت حفاظت اسرار و اطلاعات: از مـهـمـتـريـن عـوامـلى كـه مـا را در نـبرد با دشمنان اسلام ، با تلفاتى اندك به پيروزى مى رسـانـد و اسـتـكـبار جهانى را در رسيدن به اهداف شومش ناكام مى گذارد، رعايت هرچه تمامتر، حفاظت اخبار و اطلاعات است . كليدهاى فاش شدن اسرار: در فـصـل اوّل از ديـدگـاه آيـات و روايـات بـه عـمق اهميّت و ضرورت حفاظت اسرار و اطلاعات و پـيـامـدهـاى آن پـى بـرديـم و در ايـن فـصـل بـه ايـن سـؤ ال پاسخ مى دهيم كه : خـشـم چـون شـراب ، عـقـل و انـديـشـه را مـخـتـل مـى كـنـد. انـسـان خـشـمـگـيـن ،بـدون راهـنـمـايـى عقل و انديشه عمل مى كند و زمام كارهايش را به دست احساسات و غرايز مى سپرد. در اين صورت انـديـشه و عقل ، قدرت هدايت انسان را از دست مى دهند. آنگاه اين غرايز شعله ور و لجام گسيخته اسـت كـه انـسـان را بـه عـمل وا مى دارد. به همين جهت در روايات از خشم و تندى به جنون تعبير شده است . امير مؤ منان (ع )مى فرمايد: ((اَلْحِدَّه ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ)) تندى قسمى از ديوانگى است . همچنين فرمود: از خشم بپرهيزيد كه آغازش ديوانگى و پايانش پشيمانى است . انسان غضبناك و خشمگين ، اعمال غير طبيعى انجام مى دهد و در اين ميان حرفهايى را ناخواسته مى زند و اسرارى كه بايد محفوظ بماند، افشا مى شود. و نيز گفته شده است : ((لِلسِّرِّ نافِذَتانِ: اَلسُّكْرُ وَ الْغَضَبُ)) راز و سرّ دو دريچه براى فاش شدن دارد: يكى مستى و ديگرى خشم . 3 ـ جدل در بحث و جدل ، طرفين مى كوشند رقيب خود را مغلوب كنند و وقتى كار دشوار مى شود، چون هيچ كـدام نـمـى خـواهـد از صـحـنـه بـا شـكست خارج شود، بناچار تظاهر مى كند كه بيشتر از طرف مقابل ، معلومات و اطلاعات دارد تا بر او فخر فروشى كرده ، شوكتش را در هم شكند. از اين رو بـه افـشـاى بـرخـى از اطـلاعـات و اسـرارى كـه او نـمـى دانـد، مـى پـردازد و بـا ايـن عـمـل تـصـور مـى كـنـد بـر خـصـم خـود پـيـروز گـشـتـه اسـت . رفـتـه رفـتـه بـحـث و جدل انسان را در موقعيتى قرار مى دهد كه ممكن است همه اسرار خويش را فاش سازد. امـام صادق (ع )در سفارش به محمد بن نعمان اين بيمارى را يادآور شد و بشدت پيروانش را از اين عمل برحذر داشت تا اسرار آل محمد(ص )فاش نشود. ((يَاابْنَ النُّعمانِ... وَ اِيّاكَ وَ الْجِدالِ فَاِنَّهُ يُوبِقُكَ)) اى فرزند نعمان !... از جدال بپرهيز كه تو را به هلاكت انداخته و در تنگناها قرار مى دهد. 4 ـ اطمينان به ديگران اسرار گاهى بر اثر اطمينان به ديگران ، بعضى از اطلاعات طبقه بندى لو مى رود. امام على (ع )فرمود: ((ما كُنْتَ كاتِمَهُ عَدوُّكَ مِنْ سِرٍّ فَلا تُطْلِعَنَّ بِهِ صَديقكَ)) اسرارى كه از دشمنان خود پنهان مى دارى ، از دوستان خود نيز مخفى بدار. 5 ـ طمع ديگران در دانستن بى شك ، دشمن در پى كسب اخبار و اطلاعات است و طمع او بى جا نيست ، زيرا او دشمن ماست و ما هم دشمن او. همچنان كه ما مى كوشيم اسرار او را بفهميم ، او نيز مى كوشد اسرار ما را كشف كند. در ايـن مـيـان عـده اى هـسـتـنـد كـه در پى كسب اخبار و اطلاعاتى هستند كه به هيچ عنوان به آنان مـربـوط نـمـى شـود و تـوقـعـشـان در ايـن مـورد خـلاف انـتـظـار و خـلاف حـكـمـت و عقل است . متاءسفانه اين گونه افراد حلقه واسطه اى براى دشمنى مى شوند و اصرار زياد هم نـسـبـت بـه كـسـب اطـلاعـات و اخـبـار دارنـد تـا در مـجـالس و محافل نقل كنند و به قول خودشان محافل را با اخبار جديد گرم نمايند. هـمـان گـونـه كـه تـوقـع آنـان براى كسب اطلاعات نظامى ، انتظارى بى جاست ، دادن اطلاعات نـظـامـى بـه آنـان نـيـز، خـلاف شـرع اسـت . بـنـابـرايـن در مـجـالس و مـحـافـل بـايـسـتـى مـواظـب ايـن گونه انسانهاى حرّاف و بى درد و بى مسؤ وليت باشيم و به اصرار آنان ، اخبار را در اختيارشان نگذاريم . امير مؤ منان على (ع )فرمود: ((كُنْ بِاَسْرارِكَ بَخيلاً وَ لا تَذَعْ سِرّاً اَوْ دَعَتْهُ فَاِنَّ الْاِذاعَه خي انَه )) نسبت به اسرارت بخيل باش . (از اخبار و اطلاعات سرّى خويش هر كسى را آگاه نساز) و هرگز راز و سـرّى كـه پـيـش تو به امانت گذاشته اند، فاش مساز؛ زيرا فاش كردن اسرار، خيانت و گناه است . همچنين فرمود: ((لَيْسَ كُلُّ مَكْتُومٍ يَسُوغُ اِظْهارُهُ لَكَ وَ لا كُلُّ مَعْلُومٍ يَجُوزُ اَنْ تُعَلِّمَهُ غَيْرُكَ)) روا نـيـسـت هـر رازى بـراى تـو بـازگو شود، چنانچه مجاز نيستى هر رازى را كه مى دانى به ديگران بگويى . پيامبر اكرم (ص )فرمود: ((اِتَّقـُوا عـَلى ديـنـِكُم وَاحْجِبُوهُ بِالتَّقيه فَاِنَّهُ لا ايمانَ لِمَنْ لا تَقِيَّه لَهُ اِنّما اَنْتُم فىِالنّاسِ كـَالنَّحـْلِ فـِى الطَّيـْرَ وَ لَوْ اءنّ الطَّيـْرَ يـَعـْلمُ مـا فـى اجـْوافـِ النَّحـْل مـا بـَقـَى شَىْءٌ مِنْها اِلاّ اَكَلْتُه وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ عَلِمُوا ما فى اَجْوافِكُمْ اَنَّكُمْ تُحِبُّونا اَهْلَ الْبَيْتِ لَاَكلُوكُمْ بِاَلْسِنَتِهِمْ وَ لَنَحَلوُكُمْ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِيَه ...)) بـه خـاطـر حـفـظ دينتان تقيه كنيد و آن را با تقيّه و رازدارى زير پرده نگهداريد، زيرا هر كس تـقـيـّه نـدارد ايـمـان نـدارد. هـمـانـا شـمـا در مـيـان مـردم مـانـنـد زنـبـور عـسـل در مـيـان پـرنـدگـانـيـد. اگـر پـرنـدگـان بـدانـنـد كـه زنـبـوران عـسـل حـامـل چـه چـيـزى هـسـتـنـد، هـمـه آنـهـا را خـواهـنـد خـورد و اگـر مـردم بـدانـنـد آنـچـه در دل شـمـاسـت كـه مـا اهـل بـيت را دوست داريد، شما را با زبانشان خواهند خورد و در نهان و آشكار ناسزا خواهند گفت . 6 ـ موارد ديگر كـوتـاهـى و عـدم دورانـديـشـى ؛ گـاهـى انـسـان بـر اثـر سهل انگارى و عدم احتياط، اسرار را لو مى دهد. امام على (ع )فرمود: ((ثَمَرَه التَّفْريطِ النَّدامَه وَ ثَمَره الْحَزْمِ السَّلامَه )) ثمره كوتاهى در امور پشيمانى و ثمره دورانديشى و احتياط، سلامتى است . گاهى ميل به خودنمايى كه ناشى از ضعف شخصيتى افراد است ، باعث افشاى اسرار مى شود. همچنين ساده انديشى و ارتباطات غلط مى توانند زمينه افشاى اسرار را فراهم سازند. عـدم آمـوزش ؛ آشنايى با تكنيكهاى جاسوسى و شيوه هاى دشمنى به ما كمك مى كند كه عمليات عـنـاصـر اطـلاعـاتـى دشمن را كشف و از دامهايى كه براى ما گسترده اند، عليه خودشان استفاده كنيم . از اين رو بايد به آموزشها اهميّت دهيم و در تداوم آنها بكوشيم ، زيرا اولاً آموخته ها پس از مدتى فراموش مى شود، ثانياً دشمن در كشف اطلاعات ، پيوسته تكنيكهاى جديدى را به كار مى گيرد كه لازم است نيروهاى خودى از آنها آگاه شوند. غفلت ؛ گاهى فرد به اهميّت خبرى كه در اختيار دارد، واقف نيست و آن را همه جا مطرح مى سازد. بـى قـيـدى و بـى تـعـهـّدى ؛ گـاهـى افراد پايبند و متعهد به مقررات نيستند و على رغم دانستن اهميّت خبر، به افشاى آن مى پردازند. تسليم جوّ شايعه شدن ؛ گاهى دشمنان براى كسب اطلاعات و خبر، مطلبى را به عنوان شايعه طـرح مـى كـنـنـد و افـراد ساده ، بجاى آنكه عدم صحت خبر را ثابت كنند، اطلاعات خود را لو مى دهند. دسـتـيـابـى به اطلاعات بيشتر؛ ممكن است شخصى مطالب محرمانه اى را بطور حضورى يا به وسـيـله تـلفـن مـطـرح كـنـد تـا بـتـوانـد بـا ايـن عـمـل ، اطـلاعـات بـيـشـتـرى را از طـرف مـقابل به دست آورد. از اين رو، بايد موازين حفاظتى را در اين گونه مباحثه ها و مكالمه ها رعايت كرد. مـحـافـل دوسـتـانـه ؛ مـطـرح سـاخـتـن اطـلاعـات سـرّى در محافل دوستانه ، دهن به دهن به دست دشمن مى رسد. دشـمنى ؛ برخى از افراد به دليل خصومتهاى شخصى موجب افشاى اطلاعاتى مى شوند. از اين رو ، مـسـائل امـنـيـتـى و حـفـاظـتـى را نـبـايـد قـربـانـى و دسـتـخـوش دشـمـنـيـهـا و مسائل شخصى كرد. استعفا و بركنارى افراد؛ نيز نبايد موجب افشاى اطلاعات و اخبار محرمانه شود.
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:30 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کِرم کَدو یا تِنیا یک انگل روده است. کرم کدو کرم پهن بلندی است که بدن آن از بندهای متشابه زیادی تشکیل شده و متعلق به خانواده سستودها است.
دو نوع کرم کدو در بدن انسان دیده میشود: · کرم کدوی گاو · کرم کدوی خوک انواع دیگری از کرم کدو میتوانند انگل سگ یا گربهها شوند. طول انگل
a)کرم کدوی خوک.b)کرم کدوی گاو
چرخهٔ زندگی لارو کرم کدو از طریق گوشت درست پخته نشده به انسان منتقل میشود. این لارو در بدن انسان رشد مییابد و پس از ۳ ماه قادر تولید مثل است. او تخمهای خود را در بندهای پایینی بدن خود نگاهداری میکند. هر کدام از این بندها هزاران تخم را در خود جای میدهد. این بندها از بدن انگل جدا شده و همراه با مدفوع از بدن میزبان خارج میشوند. حیواناتی (مثل خوک) که همه چیز را میخورند (خاک) و یا گاوها که همراه با خوردن علوفه مقداری خاک را نیز میبلعند این تخمها را جذب میکنند و به لوله گوارش خود راه میدهند. ابن تخمها همچنین میتوانند همراه آب به بدن میزبان منتقل شوند. تعداد بسیاری از این لاروها به علت جذب نشدن توسط میزبان مناسب از بین میروند. باید توجه داشت که تخم کرم کدو به میزبان واسطهای نیاز دارد تا بتواند به لارو تبدیل شود. این لاروها نمی توانند در بدن همان حیوان بالغ شوند اما میتوانند خود را از لولهٔ گوارشی به سلولهای ماهیچهای برسانند. با مصرف گوشت آلوده به لارو کرم کدو که درست پخته نشده است، این انگل به بدن انسان راه مییابد و در روده بالغ شده و به کرم تبدیل میشود و به این ترتیب چرخه زندگی آن ادامه مییابد.
در صورت جذب تخم کرم کدو، انسان دچار انگل رودهای نمی شود، ولی میتواند میزبان واسطه قرار گیرد. در این صورت لاروها توسط جریان خون به ماهیچهها، قلب، چشم و در حالت وخیمتری به مغز و نخاع منتقل میشوند و در آنجا تشکیل کیست دهند. این حالت در مورد کرم کدوی خوک متداولتر است. علایم فردی که به انگل کرم کدو دچار است ممکن خود از آن ناآگاه باشد، چرا که این بیماری بسیاری از اوقات علایم مشخصی ندارد. کرم کدو میتواند باعث درد در حفرهی شکمی، حالت تهوع و اختلال در اشتها شود، اما این حالت در همهٔ افراد رخ نمیدهد. آزمایش خون و مدفوع در این حالت لازم است. این بیماری انگلی امروزه با مصرف دارو به سرعت درمان میشود. برای حذف کیستهای لارو نیز امروزه درمان وجود دارد (در برخی از موارد با عمل جراحی)، اما این درمان گاه ریسکهای زیادی دارد. دستگاه عصبی در اسکولکس دو حلقه عصبی وجود دارد. در هر طرف بدن در امتداد و نزدیک لوله یک زوج رشته عصب طولانی موجود است که در سرتاسر بدن وجود دارد. تشخیص تشخیص آلودگی به کرم بالغ با مشههده تخم در مدفوع و یا در لام تهیه شده با نمونه برداری از اطراف نشیمنگاه داده می شود از روشهای آزمایشگاهی و سرمی و اشعه ایکس برای تشخیص استفاده مینمایند. اندام های حسی کرم کدو در این جانوران به علت دارا بودن زندگی انگلی اندامهای حسی موجود نیست. ولی رشته ها عصبی زیاد در زیر پوست و اسکولکس آنها وجود دارد.
درمان برای درمان باید از تجویز داروهایی که باعث حل شدن کرم در داخل بدن شود خودداری کرد و نیز باید از ایجاد استفراغ در موقع درمان جلوگیری نمود. داروی موثر پرازیکوآنتل است. پیشگیری خوشبختانه چون لارو این کرم در بدن خوک پرورش می یابد و خوردن گوشت خوک برای مسلمانان حرام است افراد مسلمان به این بیماری مبتلا نمی شوند
حروم کردم هرکه نظر ندهد
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:52 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اسم این رشته به خوبی انتخاب شده و تركیبی صحیح از دو گروه ریاضی و تجربی است . مهندسی و پزشكی همكاری مطلوب و شایسته ای را در كمك به بیماران و پزشكان آغاز كرده اند و در این راه گام های موثری برداشته شده است كه هر روزه بسیاری از خبرهای آن را در رسانه های شنیده اید با توجه به گسترش روز افزون سیستمهای مهندسی در حیطه بهداشتی و پزشکی، تربیت و وجود نیروی انسانی متخصص و متبحر که آشنا به وسایل و تجهیزات پزشکی امری ضروریست. حداقل و حداکثر مجاز طول دوره کارشناسی مهندسی پزشکی در سه گرایش مطابق آئین نامه های دوره کارشناسی شورایعالی برنامه ریزی است. سطوح رشته:
درس های این رشته:
گرایشها و جهتگیریهای كاری رشته مهندسی پزشكی، واقعاً وسیع است و زمینههای مختلفی از الكترونیك و پردازش سیگنال و مباحث نرم افزاری گرفته تا طراحی ، ساخت ، راه اندازی ، نصب و تعمیر دستگاهها و قطعات پزشكی یا اندام مصنوعی، همچنین مواد به كار رفته در این وسایل را شامل میشود. جدا از این توضیحات، زمینههای كاری این رشته را میتوان به 3 بخش كلی تقسیم كرد: مهندسی پزشکی به دنبال ایجاد ارتباط منطقی بین علوم مهندسی و دانش پزشکی میباشد. تا قبل از قرن بیستم میلادی تشخیص و درمان بیماری بر اساس بررسی حالات بیمار، مطالعه سندرمها و عارضه های مربوط و ارائه مجموعهای از روشهای شناخته شده مبتنی بر تجویز دارو یا اعمال برخی عملهای جراحی صورت میگرفت. اما در اوایل قرن بیستم و در اوج آن در دهههای ۳۰ و ۴۰ مفهوم جدیدی در پزشکی مطرح گردید. بر این اساس، ساختار بدن انسان به مثابه یک نظام بسیار هماهنگ مهندسی فرض و بیماری به عنوان عامل بینظمی در این ساختار مطرح گردید. به این ترتیب دانشی به عنوان مهندسی پزشکی بنیانگذاری شد که حوزه فعالیت آن مطالعه ساختار بدن انسان به صورت سیستمیک، کشف قوانین فیزیکی و معادلات ریاضی حاکم بر اجزاء سیستم، فهم اندرکنش بین آنها، مدلسازی این فرآیندها و بررسی تاثیر بیماری بر روی این ساختار منظم و به تبع آن ارائه روشهای تشخیصی و درمانی مفیدتر برای بهبود بیماریها بود. در مهندسی پزشکی با تلفیقی از علوم مهندسی برطرف کردن نیازهای پزشکی در زمینه ساخت و نگهداری تجهیزات و نیز ساخت ابزارهای پزشکی برای کاربردهای پیشگیری، تشخیص و درمان بیماریها مد نظر میباشد.این رشته کاربرد علوم فنی و مهندسی است در یاریرساندن به پزشکان در تشخیص و درمان بیماریها. مهندسی پزشکی یکی از تازهترین رشتههایی است که قدم به عرصه دنیای تکنولوژی جهانی نهاده و این رشته بدین منظور شکل یافته تا پزشکان را در تشخیص و درمان یاری دهد. مهندسی پزشکی دقت و تنوع در تشخیص را گسترش داده است بطوری که تشخیص بدون دستگاهها امکانپذیر نیست. تاکنون دستگاههایی از جمله EEG ,ECG ,MRI ,CT-Scan کمک بسیار بزرگی به پزشکی نمودهاند و هم راستای وسایل تشخیصی وسایل و ملزومات درمانی گسترش یافته تا بیماران را به گونهای تحت درمان قرار گیرند که میتوان سمعک، ونتیلاتور، دیالیز، اولتراسوند و کاربردهای متعدد لیزر را نام برد. مهندس پزشکی در گامهای اولیه بهرهبرداری، تعمیر، پشتیبانی و نگهداری و تنظیم و استانداردسازی دستگاهها را انجام میدهد و در مراحل بالاتر توسعه، ارتقا و بهبود دستگاههای پزشکی و یا حتی میتواند به طراحی و ساخت یک دستگاه اقدام کند. در این رشته به علت ابداعات و نوآوری وسیعی که صورت میگیرد شاخههای جدیدی از مهندسی پزشکی سازمان میگیرند که شرح مختصری از زیرشاخههای این رشته ذکر شده است.
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:45 توسط مهدی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
در نوامبر 1958 میلادی آرتور دبلیو فیلیپس A.W. Phillips با بررسی اقتصاد و مطالعه آماری رفتار دستمزد انگلستان طی دوره 1861 تا 1957 به رابطه جالبی دست یافت که تحت مقالهای آن را منتشر ساخت. وی معتقد بود که رابطه معکوسی بین نرخ بیکاری و نرخ دستمزد وجود دارد. امروزه چنین رابطهای به منحنی فیلیپس مشهور است. منحنی فیلیپس توانست یکی از پایههای تحلیلی اقتصاد کلان قرار گیرد. این منحنی بدان مفهوم است که سیاستگذاران اقتصادی میتوانند ترکیبهای گوناگونی از میزان بیکاری و تورم را برگزیندند. بدین ترتیب منحنی فیلیپس چنین بیان میدارد که با افزایش(کاهش) نرخ بیکاری درصد تغییر سالیانه دستمزد کاهش(افزایش) مییابد. تحلیل فیلیپس که با استفاده از دادههای آماری صورت گرفته بود، پس از مدتی مورد انتقاد بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان واقع شد، اما نظرات وی امروزه برای تحلیل مباحث کلان اقتصادی همچون تورم و اشتغال کاربرد دارد. با این وجود تحلیل فیلیپس در طی سالهای بعد گسترش یافت. از دیدگاه این تئوری رابطه معکوسی بین نرخ تورم و بیکاری وجود دارد و دولتمردان می توانند با استفاده از رابطه مبادله ثابت بین این دو متغیر مهم اقتصادی سیاستهای اقتصادی را پایه ریزی نمایند. به بیان دیگر آنها باید بدانند که بیکاری کمتر با پذیرفتن تورم بیشتر امکان خواهد یافت. مفهوم گسترش یافته رابطه فیلیپس اشاره بر آن دارد که بین نرخ بیکاری و سطح دستمزد (میزان درآمد) نیروی کار رابطه وارونهای وجود دارد. برای اقتصاددان این مفهوم از آن جهت بااهمیت است که رابطه مبادلهای بین تورم و بیکاری را بیان میکند. مفهوم رابطه مبادله چنین است که تورم کمتر در اقتصاد تنها به بهای بیکاری بیشتر و یا بیکاری کمتر تنها به بهای تورم بیشتر امکانپذیر است. در سالهای دهه 1970 نظریه میلتون فریدمن Milton Friedman و ادمون فلپس Edmund Phelps مورد تایید اقتصاددان بسیاری قرار گرفت. در این نظریه آمده است که در بلندمدت هیچ جریان مبادلهای بین تورم و بیکاری وجود ندارد و اقتصاد به ازای هر میزان تغییر در دستمزدهای پولی، به سوی میزان بیکاری اشتغال کامل حرکت خواهد کرد. در خصوص رابطه تورم و بیکاری در قالب نظریه فیلیپس و منحنی فیلیپس بلند مدت زیاد صحبت شده است طبق این نظریه تورم در کوتاه مدت باعث افزایش اشتغال و تولید می شود ولی در بلند مدت تاثیری بر آن ندارد اما تحلیلی که در زیر نشان داده می شود نشان خواهد داد که در بلند مدت تورم تاثیر منفی بر اشتغال و تولید دارد . بر اساس نظریه مصرف دوزنبری زمانی که درامد حقیقی افراد کاهش می یابد ( به دلیل کاهش درامد پولی یا به دلیل تورم) مصرف در کوتاه مدت کاهش متناسب نمی یابد بنا براین نسبت پس انداز به درامد ملی کاهش یافته و نسبت مصرف به درامد ملی افزایش می یابد . وقتی که اقتصاد در روندی تورمی دائمی قرار گیرد علیرغم فرض انتظارات عقلایی به علت ترتیبات بنیانی ( که در اقتصاد هایی نظیر ایران وجود دارد و کارگران حتی در صورت پیش بینی تورم قادر به افزایش دستمزد متناسب با آن نیستند) دستمزد ها افزایش نیافته و روند کاهش پس انداز و افزایش مصرف در اقتصاد شتاب می گیرد . همچنین این روند با افزایش قیمت برخی دارایی ها نظیر املاک مصرف را از طریق مصرف ناشی از ثروت افزایش داده و پس انداز را کاهش می دهد نتیجه این امر افزایش بیش از پیش مصرف و کاهش بیش لز پیش پس انداز است . نتیجه این خواهد بود که به تدریج نه تنها جامعه قادر به انجام سرمایه گذاری های جدید نخواهد بود بلکه حتی قادر به جایگزینی سرمایه های موجود نیز نبوده و بیکاری افزایش خواهد یافت . دولت ها در کوتاه مدت باید بین افزایش تورم یا بی کاری دست به انتخاب بزنند. مثلا دولت اگر واردات را افزایش دهد رشد قیمت ها را کنترل می کند ولی ممکن است باعث ورشکستگی یا کاهش تولید صنایع داخلی شده و بی کاری را افزایش دهد. یا بر عکس اگر تعرفه واردات را زیاد کند از صنایع داخلی حمایت کرده و فرصت های شغلی جدید پدید می آورد ولی در عوض باعث افزایش قیمت ها می شود. مثال بعدی این که دولت می تواند کسری بودجه ایجاد کرده و با بودجه منبسط شغل های جدید در بخش دولتی ایجاد کند ولی در عوض از طریق رشد نقدینگی به افزایش تورم دامن بزند. به هر حال هر دو این پدیده ها برای جامعه و از آن مهم تر برای سیاست مداران پرهزینه است و معمولا سیاست مداران تابع هزینه خود که ترکیبی از دو پدیده فوق است را کمینه می کنند. در این بین اطلاعات سیاست گذار و مردم از این دو پدیده یک سان نیست. در کشوری مثل ایران هزینه تورم برای سیاست مداران بیش از بی کاری است. برای این که تورم تمامی اقشار جامعه را تحت تاثیر قرار داده و در سطح عمومی ایجاد نارضایتی می کند ولی بی کاری معمولا دامن گیر آن هایی می شود که شغل خود را از دست می دهند. هر چند تبعات اجتماعی بی کاری ممکن است عده دیگری را هم تحت تاثیر قرار دهد ولی به هر حال دامنه تاثیرات آن بسیار محدودتر از تورم است. به این ترتیب سیاست گذار انگیزه دارد که فشار خود را روی کنترل تورم بگذارد و چند درصدی تورم را کاهش دهد ولی در عوض باعث رکود در اقتصاد یا واردات بیش تر شده و یکی دو درصد بر نرخ بی کاری بی افزاید. یک امتیاز تمرکز روی تورم به جای بی کاری برای سیاست گذار هم این است که نرخ تورم بدون نیاز به اعلام دولت کاملا احساس می شود. مردم قیمت سال قبل گوشت و مرغ و گوجه و ساختمان را به خاطر می آورند و لذا حسی تقریبی از نرخ تورم دارند. در حالی که نرخ بی کاری متغیری نیست که خود به خود در جامعه مشاهده شود و مردم به سختی می توانند برآوردی از آن داشته باشند. لذا دولت می تواند راحت تر نرخ بی کاری را دست کاری کند و وانمود کند که اتفاق بدی نیفتاده است. لذا اگر شنیدیم که دولت تورم را کاهش داده باید این سوال را هم مطرح کنیم که این کاهش تورم به چه قیمتی رخ داده و آیا بازار کار هم به وضع سابق باقی مانده یا اوضاع آن بدتر شده است؟ ایراد سیستم های حسابداری به علت ثبت ارزش دارایی های سرمایه ای به قیمت ثابت در کنار افزایش مداوم قیمت ماشین آلات نیز باعث خواهد شد تا وجوه استهلاک کنار گذاشته شده نیز کفاف این جایگزینی را ندهد. همچنین نتیجه تورم این خواهد بود که سپرده گزاران نزد شبکه بانکی که نگران قدرت خرید خود هستند جهت مثبت ماندن نرخ بهره با امتناع از سپرده گذاری در بانک نرخ حقیقی تورم را به نرخ بهره اضافه نمایند این موضوع حتی با شناور بودن نرخ ارز که اثر افزایش قیمت های داخلی را بر کاهش توان رقابتی کالا های داخلی در مقابل کالا های مشابه خارجی خنثی می کند به علت افزایش سهم و هزینه نهاده سرمایه در تولید از یک طرف و به علت افزایش هزینه های فرصتی سرمایه گذاری به علت بازده بیشتر سرمایه در مشاغلی نظیر املاک بورس بازی احتکار و ربا خواری در بازار غیر رسمی از طرف دیگر توان رقابتی و و انگیزه سرمایه گذاری تولیدی همزمان کاهش یابند
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 16:29 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||